زن ها دوست دارند مردها بدانند؟

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
زن ها دوست دارند مردها بدانند؟

زن ها صميميت را با مردي مي خواهند که دوستش دارند، زيرا به آنان اين امکان را مي دهد که آرامش خاطر داشته باشند و دل و جان خود را به روي او بگشايند.

هنگامي که ما زن ها با مردي که دوستش داريم احساس مرتبط بودن مي کنيم، گويي که قلبهايمان از طريق کابل يا کانالي به يکديگر متصل شده است که عشق، محبت و حمايت ميان ما و در هر دو جهت جا به جا مي شود و اين احساس را به ما مي دهد که يک واحد، کانون يا تيم هستيم و به جاي موانع و ديوارها، درهايي ساخته ايم که طرف مقابل را به درون خود دعوت مي کنيم. به طرز مشابهي احساس مي کنيم که به اعماق وجود معشوق خود نيز اجازه ي ورود داريم و اين همان تجربه ي نيرومند صميميت است.
اين نوع از صميميت که برخاسته از ارتباط باشد زن را قادر مي سازد تا آرامش داشته باشد و با تمام وجود خويش ببخشد و در عين حال احساس امنيت بکند.در واقع ارتباط يکي از مؤثرترين راه هاي خلق امنيت روحي اي است که در ابتداي اين مقاله درباره ي آن صحبت کرديم.
آنچه زن ها دوست دارند مردها بدانند:


اغلب هنگامي که ما زن ها احساس امنيت نمي کنيم، سعي مي کنيم به طريقي با مرد زندگي مان ارتباط برقرار کنيم.
قطع ارتباط يا احساس بريدگي و جدا افتادگي از مرد زندگي مان همان کابل يا کانال ميان قلب هاي ماست که شديداً يا موقتاً قطع شده يا آسيب ديده باشد.
زن ها از آن رو همواره در پي برقراري ارتباط هستند که بهاي گزافي را که در قبال قطع شدن آن بايد بپردازند، مي داند و نمي خواهند که مجبور به پرداختش باشند. هنگامي که زن ها از اين ناحيه احساس خطر مي کنند، سعي مي کنند پا پيش بگذارند و با ابراز محبت و علاقه يا مکالمه اي دوستانه و گذران وقت با مرد زندگي شان يا هر آنچه را که احساس هارموني و هماهنگي از دست رفته را مجدداً به جريان بيندازند، ارتباط برقرار نمايند. به ياد داشته باشيد: از آن جا که زن ها عشق را اولويت اول خود قرار داده اند، لذا مسئوليت نگهباني و محافظت از آن را نيز بر عهده ي خود مي دانند. لذا برقراري ارتباط روحي نشانه ي تعهد و پاي بندي ما به حفظ و زنده نگه داشتن عشق مان است.

ارتباط واقعي تنها با هم بودن و همراهي و همکاري يا برقراري پيوند نيست. بلکه معنايي به مراتب وسيع تر از تنها «بودن در کنار يک فرد» دارد. ارتباط مستلزم چيزي بيشتر از مجاورت است. ارتباط مستلزم صميميت است.
يک بار تعبيري از کلمه ي صميميت شنيدم که به نحوي مطلوب ماهيت و جوهره آن را به تصوير مي کشيد:
صميميت اجازه به ديگري است که به پستوهاي درون شما سرک بکشد و برعکس بدين معنا که شما نيز پستوهاي درون او را برانداز کنيد. اين گونه از ارتباط نه تنها به معناي موجوديت مشترک در سطح بيروني آن است، بلکه شامل فاش کردن آنکه و آنچه هستيد نيز مي شود. فاش کرن آنکه و آنچه هستيد به ديگري. صميميت يکي از مهمترين اجزاء لازم براي خلق روابطي موفق محسوب مي شود.

توجه:در اينجا منظورم اصلاً آن نيست که پيوند و برقراري ارتباط در سطح خارجي اشتباه و يا اصولاً بد است. پيوند نيز جزئي ضروري از هررابطه محسوب مي شود و يکي از مهمترين روش هايي است که يک زوج توسط آن با يکديگر ارتباط برقرار مي کنند. اما به منظور شکوفايي و بالندگي عشق، صميميت نيز از مهمترين ملزومات محسوب مي شود.

بعد از يکي از سمينارها زوجي از من خواستند تا به طور خصوصي با من صحبت کنند. زن گفت: «شما ازدواج ما را همين امشب نجات داديد. ما هفت سال است که با هم زندگي مي کنيم. اما پس از تولد پسرمان روابط مان چندان تعريفي ندارد. من هميشه خواسته ام به شوهرم توضيح دهم که احساس خوشبختي نمي کنم. اما نمي توانستم مشکل را به خوبي توضيح دهم.»
مرد نيز سخن گفتن او را قطع کرد و گفت: «همه اش احساس مي کردم که او نق مي زند و ايراد مي گيرد. هر بار که از او مي پرسيدم مشکل چيست مي گفت که مثل گذشته ها به من احساس نزديکي و مرتبط بودن نمي کند. هر بار که اين را مي گفت انگار که بالگدي توي شکمم مي زد. هميشه سعي مي کردم پدر خوبي باشم و سخت کار مي کنم و مواظب خانواده ام باشم، اما هر چه مي کردم برايش کافي نبود.»

زن با هيجان گفت: «اما امشب، بالاخره متوجه شديم موضوع از چه قرار است! همان چيزي که درباره ي ارتباط برقرار کردن و مرتبط بودن گفتيد. مشکل ما اين بود که با يکديگر پيوند داشتيم، اما صميمي نبوديم.

صميميت در رابطه مان مفقود بود. هنگامي که شوهرم آن را با اين بيان جديد شنيد، دانست که در تمام اين مدت خواسته ام چه چيزي را به او بگويم و من هم دانستم که چرا در تمام اين مدت او احساس مي کرد قدر او و زحمت هايش را نمي دانم.»
مرد در حين شنيدن صحبت هاي همسرش سرش را مرتباً به علامت توافق تکان مي داد. با صدايي ملايم گفت:«فهميدم راه درازي پيش پاي خود داريم. اما اين بار مي دانم که بايد روي چه چيزي کار کنيم و من واقعاً مايلم که آن را امتحان کنم»
آنها را بدرقه کردم و هنگامي که رفتن شان را تماشا مي کردم، چشمانم از اشک پر شدند. بسيار خوشحال بودم که با ارائه اطلاعات و توضيحات فوق موفق شده بودم به آن ها کمک کنم مشکل خود را درک و شناسايي کنند. از اين که آن ها را در مسير درست راهنمايي کرده بودم به خود مي باليدم. سال ها طول کشيده بود تا بالاخره بتوانم به اين درک نايل شوم و تفاوتي را که در زندگي ديگران رقم زده بود، نظاره گر باشم.احساس مي کنم اين موفقيت ارزش آن همه سال چالش و دشواري ها را داشته است. از آن به بعد عکس العمل هاي مشابهي را از صدها زوج ديگر که موفق به درک تفاوت ميان پيوند و صميميت شده بودند، شاهد بوده ام. شايد شما نيز که در حال مطالعه ي اين مقاله از کتاب هستيد به روشن بيني هايي در قبال روابط گذشته يا حال خود دست يافته باشيد. اميدوارم اين مقاله راه هاي جديدي از عشق ورزيدن را پيش روي شما باز کند و رضايت خاطري را که همواره جوياي آن بوديد در روابط خود تجربه کنيد.

چه چيزي موجب احساس صميميت در زن ها مي شود. بسياري از چيزهايي که موجب توليد احساس امنيت در زن مي شوند .موجب توليد احساس صميميت در او نيز مي شوند: گذران وقت و صرف زمان براي با هم بودن، اطمينان خاطر کلامي و ورود به دنياي درون و مکنونات قلبي مرد. در واقع، بسياري ازمطالب اطلاعات ارائه شده در اين کتاب، حال چه درباره راوبط جنسي، ارتباط يا موضوعات ديگر، همگي شامل روش هايي براي ارتباط و صميميت هرچه بيشتر مردها با همسرشان هستند. در اين جا به ذکر روش هايي براي ايجاد ارتباط و صميميت اکتفا مي کنيم.

1-ما زن ها هنگامي که مردها افکار و احساسات شان را با ما در ميان مي گذارند احساس صميميت مي کنيم.
ارتباط براي زن ها بيشتر به معناي بيان افکار و احساسات است. بيشتر زن ها به طرزي سنتي پر حرف تر و خوش صحبت تر از مردها هستند. از اين رو يکي از سريع ترين و مؤثرترين روش هاي برقراري ارتباط با يک زن کلمات و واژگان يا به عبارتي صحبت کردن و حرف زدن است.

کلمات پلي هستند ميان مکنونات دروني يک مرد و قلب زني که دوستش دارد.
کلمات آفريننده ي صميميت آني هستند.
اما زن ها دوست دارند مردها در باره ي چه چيزي با آن ها حرف بزنند. البته پاسخ را از پيش مي دانيد:همه چيز! ما زن ها دوست داريم در باره ي کار، نگراني ها، رؤياها، ترس و خلاصه همه ي بالا و پايين شما بدانيم. به ياد داشته باشيد، ارتباط احساسي به معناي در ميان گذاشتن رازهاي دروني است و صحبت کردن تنها راه فاش کردن اين رازهاي درون است.
مي دانم مردها مشکلات و موانعي را در قبال باز شدن احساس و فاش کردن رازهاي درون خود به ديگران احساس مي کنند.
درباره ي اين موانع و مشکلات در مقاله مربوط به ارتباط بيشتر صحبت خواهيم کرد.آنچه در اين جا مورد نظر ماست اين موضوع است که صحبت کردن چه نقش مهمي را در ايجاد حس ارتباط روحي در زن ها ايفا مي کند. به ياد دارم زني به من مي گفت:«هرگاه همسرم چيزهايي را با من در ميان مي گذارد، که معمولاً با هيچ کسي ديگري آن ها را در ميان نمي گذارد احساس خاص بودن ومحبوب بودن مي کنم. مي دانم چنانچه برايم احترام و ارزش قائل نبود، هرگز اين کار را نمي کرد.
چنانچه صحبت کردن و بيان افکار و احساسات موجب احساس مرتبط بودن در زن مي گردد، بنابراين عکس اين حالت يعني بسته بودن روحي و احساسي، موجب احساس گسستگي و قطع ارتباط خواهد شد. در زير گفته هاي چندين زن در اين رابطه آورده شده است:

«هنگامي که مردي چيزهايي را از من پنهان مي کند يا آنچه را که در درونش مي گذرد با من در ميان نمي گذارد، احساس مي کنم کنار گذاشته شده ام و حس مي کنم که مرا به حساب نياورده است و اين احساس که ما در دو دنياي کاملاً متفاوت زندگي مي کنيم و ميان ما ديواري کشيده است.»

«پنهان کردن اطلاعات و حقايق برايم بزرگترين عامل سرد مزاجي و «ضدحال» به حساب مي آيد. نمي توانم بفهمم چگونه همسرم مي تواند از من انتظار داشته باشد با او همبستر شوم. در حالي که هيچ چيز از رازهاي دروني اش را با من در ميان نگذاشته است. اگر او از من انتظار دارد که با او بي رودربايستي باشم او نيز بايد درهاي قلبش را به روي من باز کند.»

پنهان کردن اطلاعات يا احساسات از نامزد/همسرتان هرگز بي ضرر نيست. بلکه ارتباط ميان شما را قطع مي کند و صميميت و نزديکي ميان شما را مي کشد.

2-ما زن ها هنگامي که مرد زندگي مان ما را در فرآيند زندگي خود وارد مي سازد، احساس امنيت مي کنيم.
آيا تمثيل اتاق عشق مردان را مي دانيد ؛براي مردها تنها يک عشق در خانه ي فکر و ذهنشان وجود دارد،بنابراين اگر قرار باشد به عشق بپردازيد ،بايد اتاقهاي ديگر را ترک کنند.

مردها به طور معمول حساب روابط صميمي خود را از بقيه ي زندگي شان جدا نگه مي دارندو تنها هنگامي که آمادگي عشق ورزيدن، همبستر شدن و رفاقت را دارند سري به اتاق عشق خود مي زنند. يکي از عواقب و پيامدهاي منفي اين حصارها و ديوارها آن است که به طور معمول همسر خود را در اتاق هاي ديگر مثلاً: کار، استراحت، تفريح؛ سلامت و ... راه نمي دهند. آن ها احتمالاً فکر مي کنند که ما زن ها علاقه اي به اين قبيل مسائل نداريم يا اين که از روي عادت زحمت آن را به خود نمي دهند. نتيجه اين که زن ها احساس مي کنند جايي در زندگي مردشان ندارند و لذا احساس گسستگي و جداافتادگي مي کنند.
يکي از مؤثرترين روش هاي ايجاد ارتباط صميمي با نامزد/همسرتان و توليد احساس محبوب بودن در او اين است که او را در فرايند زندگاني خود منظور کنيد.

منظور کردن نامزد/همسرتان در زندگي خود به اين معناست که:

جزئيات وقايع و تجارب روزانه ي خود را با او در ميان مي گذاريد. هنگامي که آنچه را در طول روز بر شما گذشته است با نامزد/همسرتان در ميان مي گذاريد، در واقع به او اين امکان را مي دهيد که با شما احساس هارموني و هماهنگي و نزديکي بيشتري داشته باشد.چرا که از آنچه بر شما گذشته است با خبراست. صحبت درباره ي وقايع روزانه او را در سطح عميق تري در زندگي شما وارد مي کند و احساسي قوي از ارتباط و مرتبط بودن را در او به وجود مي آورد. گويي که دنياهاي جداگانه و مجزاي شما حال با يکديگر مرتبط شده اند.

او را از مشکلات و گرفتاري هايي که با آن ها رو به رو هستيد، باخبر مي کنيد.
منطق و عقلانيت متعارف و قراردادي به اضافه ي هزاران هزار سال از شرطي شدن هاي اجتماعي و...به مرد چنين ديکته مي کنند که زن زندگي اش را در مسائل و مشکلات خودش درگير نکند. حال شايد به اين دليل که ضعيف يا نادان و.. جلوه نکند و عشق او را از دست ندهد. اين باور هرگز حقيقت ندارد. چنانچه زني به لحاظ رواني و احساسي سالم و طبيعي باشد پس از آن که شوهرش مشکلات و مسائل خود را با او در ميان مي گذارد، احساس نزديکي بيشتري را نيز با او تجربه خواهد کرد. زيرا حال مرد او قلب خود را به روي او گشوده است. يکبار زني گفت:

«هرگاه شوهرم مي گويد از چيزي ناراحت، غمگين يا ترسيده است به مراتب او را بيشتر دوست دارم و احساس مي کنم که به من اعتماد دارد. گفتن اين حقيقت به من و پنهان نکردن آن يکي از صميمانه ترين کارهايي است که او مي تواند انجام دهد.»
به ياد داشته باشيد:«بيان کردن آسيب پذيري، آفريننده ي صميميت است. علاوه بر آن، پنهان کردن مشکلات هرگز راه گشا نخواهد بود. مضاف بر اين که همسرتان را از شما دور خواهد کرد و موجب خواهد شد احساس کند براي او ارزش و احترامي قائل نيستيد.

او را در تصميم گيري هايي دخالت مي دهيد که بر روي او نيز تأثير خواهند گذاشت.در مصاحبه هاي که پيش از نگاشتن اين مقاله داشتم بسياري از زن ها به اين نکته اشاره داشتند. هنگامي که مردي فرآيند تفکر و تصيم گيري خود را دروني کرده است و در آن باره با نامزد/همسر خود صحبت نمي کند، موجب گسستگي ارتباط مي شود و به او احساس جدا افتادگي خواهد داد.مي دانم بيشتر مردها اين کاررا از روي عمد انجام نمي دهند و هرگز نيز نمي خواهند که چنين احساسي را به زن زندگي خود بدهند. اما در واقع اين همان اتفاقي است که در عمل مي افتد.

هنگامي که شوهرم به تنهايي تصميم مي گيرد و به تنهايي هم عمل مي کند، اين احساس به من دست مي دهد که وجود ندارم. در اين گونه مواقع او خودش به تنهايي جلو مي افتد و مرا از فرآيند حذف مي کند. گويي آن بخش از زندگاني اش هيچ گونه ارتباطي با من ندارد.»

3-ما زن ها هنگامي که نامزد/همسرمان به ما احساس امنيت مي دهد، احساس ارتباط و صميميت مي کنيم.
هنگامي که زن زندگي خود را به دنياي خود راه مي دهيد، به او آسودگي خاطر مي دهيد و وقت خود را با او مي گذرانيد نه تنها به او احساس امنيت مي دهيد، بلکه موجب خواهيد شد همسرتان احساس کند با شما ارتباط احساسي و عاطفي نيز دارد.در واقع اين نوع رفتارها به زن احساس ارزشمند بودن خواهند داد که سومين نياز اساسي و پنهان تمامي زن هاست. لذا هرگاه شما مردها هر يک از رفتارهاي فوق را از خود نشان مي دهيد، با يک تير سه نشان مي زنيد!

هر يک از ما زن ها به دلايل جداگانه اي احساس جداافتادگي يا مرتبط بودن مي کنيم. در زير تنها چندين نمونه از آن ها را ذکر کرده ام.همان گونه که خواهيد ديد، بسياري از آن ها همان هايي هستند که موجب توليد احساس ناامني در ما زن ها مي شوند.

نویسنده : مسلم حسینی بازدید : 23 تاريخ : چهارشنبه 9 اسفند 1391 ساعت: 3:26
برچسب‌ها :